کد مطلب: 239557
چالش‌هاي سياسي روحاني در دوره جديد
تاریخ انتشار : 1396/06/28 11:19:49
نمایش : 267
دشواري‌هاي کار روحاني محدود به حوزه اقتصاد نخواهد بود و در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي نيز بايد آماده مواجهه با چالش‌هاي دشواري باشد.
به گزارش کلار، «مهدي فضائلي» کارشناس و تحليل‌گر مسائل سياسي در يادداشتي که براي شبکه اطلاع رساني دانا ارسال داشت، نوشت:

روحاني در دولت دوازدهم با چالش‌هاي مهمي نه فقط در عرصه اقتصادي، بلکه در حوزه سياست داخلي و خارجي مواجه خواهد بود.

چالش‌ها و يا به تعبير برخي کارشناسان، ابرچالش‌هايي چون، بيکاري، صندوق‌هاي بازنشستگي و نظام بانکي، از مهمترين چالش‌هاي دولت دوازدهم در عرصه اقتصاد هستند اما دشواري‌هاي کار روحاني محدود به حوزه اقتصاد نخواهد بود و در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي نيز بايد آماده مواجهه با چالش‌هاي دشواري باشد.

هرچند جناب روحاني با علم به همه اين مشکلات براي دور دوم نيز پا به عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي گذاشت و قاعدتا" بايد پاسخگوي مطالبات در اين حوزه‌ها باشد ليکن همه، حتي منتقدين وي لازم است همنوا با رهبري براي موفقيت دولت دوازدهم و فائق آمدن بر اين مشکلات دعا کنند.

موضوع اين يادداشت، مهمترين چالش‌هاي سياسي پيش روي دولت دوازدهم است که برخي آنها عبارت خواهند بود از:

چالش اجراي برجام با تفسير آمريکايي:

برجام، بزرگترين دستاورد دولت اول روحاني محسوب مي‌شود. دستاوردي که حدود سه سال از عمر چهارساله دولت يازدهم را به خود اختصاص داد و پي‌آمدهاي بسيار جذاب و قانع کننده‌اي براي آن برشمرده شد آنچنان که گويي حلال همه مشکلات خواهد بود و آفتاب تابان در ظلمات دشواري‌ها!

در اين يادداشت بناي پرداختن به برجام را ندارم و بر خلاف طيفي از دوستان در صدد زير سوال بردن اصل برجام هم نيستم؛ چرا که شايد به دلايل مختلف، ضرورت داشت يکبار ديگر چنين تجربه‌اي تکرار مي‌شد!

من قبول ندارم که اگر خانم کلينتون پيروز انتخابات سال گذشته آمريکا بود شرايط امروز ما تفاوت خاصي مي‌کرد اما به هر حال با پيروزي ترامپ، آب سردي بر کوره اميد دولت اميد ريخته شد و هر روز که مي‌گذرد، اميدواري براي به ثمررسيدن برجام، کمرنگ‌تر و بهانه‌هاي جديدي براي فشارهاي بيشتر از سوي دشمن تراشيده مي‌شود. بهانه‌هايي که بدعهدي، نيرنگ بازي و عداوت آمريکايي‌ها ريشه و علت اصلي آن است اما عجله در رسيدن به توافق، اعتماد به دشمن، کم‌دقتي در تنظيم متن، عدم استفاده از همه توان کارشناسي و بي‌توجهي به نظرات منتقدان از سوي رئيس جمهور و تيم زحمت‌کش، پرتلاش و متدين مذاکره‌کننده، بستر شيطنت آنها را تسهيل و فرصت دشمني را بيشتر فراهم نمود.

اين بهانه تراشي‌ها که از مهمترين آنها بازديد از مراکز نظامي است، در صورت کوتاه آمدن روحاني مي‌تواند از جمله جدي‌ترين چالش‌هاي دولت دوم وي باشد که علاوه بر حوزه سياست خارجي، عوارضي را در عرصه سياست داخلي خواهد داشت و چه بسا مصداق اين مصراع جناب مولوي شود که از قضا سرکنگبين صفرا فزود!

چالش دوم ،پي‌آمدهاي سياسي ناکارآمدي احتمالي دولت دوازدهم در حوزه اقتصاد و معيشت خواهد بود.

چنانچه اشاره شد، مهمترين چالش‌هاي دولت دوازدهم از جنس اقتصاد است اما پي‌آمدهاي اين چالش‌ها محدود به حوزه اقتصاد نخواهد بود و در عرصه‌هاي ديگر از جمله سياست، خود را بروز خواهد داد.

ناکارآمدي احتمالي روحاني و مردان و زنانش (که اميدواريم تحقق پيدا نکند) روحاني را با نقدهاي جدي نه فقط از سوي منتقدان و رقبايش که حتي از سوي جدي‌ترين حاميان او يعني اصلاح‌طلبان مواجه خواهد کرد.

بعيد است اصلاح‌طلبان در چنين حالتي تا آخر پاي روحاني بايستند و تمام قد، همچون دوران رقابت‌هاي انتخاباتي از او دفاع کنند؛ چنانچه نشانه‌هاي اين فاصله گرفتن از هم اکنون ظاهر شده است!

باز شدن دو جبهه نقادي از سوي رقباي ديروز و تجديد نظر کردگان امروز اصلاحات،شرايط سياسي دشواري را در برابر روحاني قرار خواهد داد.

سومين چالش روحاني، باز هم احتمالا" با اصلاح‌طلبان و در موضوعات سياست داخلي خواهد بود.

هر چند اصلاح‌طلبان خواستگاه روحاني را هيچگاه اصلاحات ندانسته و نمي‌دانند اما از وي مطالبات اصلاح طلبانه داشته و دارند بويژه براي اين دوره.

در عين حال، اصلاح‌طلبان دولت روحاني را يک دولت بروکرات مي‌دانند که نه عنايتي به مباحث توسعه سياسي و فرهنگي که دغدغه اصلي اصلاح‌طلبان البته با روايت‌هاي وارداتي است دارد و نه استعداد چنين توسعه‌اي را.

حرف‌هايي از جنس مورد علاقه اصلاح‌طلبان هم که روحاني در مقطعي از انتخابات به آنها روي آورد، از نگاه حداقل بخشي از صاحب‌نظران اصلاح‌طلب، بازي با افکار عمومي بود!

و چهارمين چالش، اجازه باز شدن باب برجام‌هاي دو و سه خواهد بود.

بر اساس برخي اطلاعات،آمريکايي‌ها حتي هنگام مذاکرات برجام در موضوع هسته‌اي، بيشتر به فکر برجام هاي بعدي در دو موضوع موشکي و نفوذ منطقه‌اي ايران بودند و توافق هسته‌اي را سريع‌الوصول مي‌دانستند.

اين روزها نيز، هم از زبان مقامات آمريکايي و هم برخي کشورهاي اروپايي مي‌شنويم که از نظر آنها برجام بايد به تغيير رفتار ما در منطقه منجر مي‌شد!

اينها همه مويد اين تحليل بوده و هست که برنامه هسته‌اي کشورمان فقط بهانه‌اي بوده براي اعمال فشار بيشتر و تحميل نظرات آمريکايي در عرصه‌هاي امنيت ملي کشورمان و سرانجام تحقق "ايران ضعيف".

اجازه گستاخي به غربي‌ها در اين زمينه از سوي روحاني (اگر اتفاق بيفتد) نيز، ميدان نقد را براي منتقدان داخلي خواهد گشود و چالش سياسي جدي‌تري از برجام را در داخل کشور بوجود خواهد آورد.

روحاني و مردان سياست خارجي‌اش تا کنون بايد متوجه شده باشند که آمريکا، آن کشوري که آنها گمان مي‌کردند مي‌شود با او تعامل کرد نيست. آنها حتما" از برجامي که روي دستشان مانده، عبرت‌هاي لازم را گرفته‌اند تا به سمت برجام‌هاي ديگري نروند.

اما آيا حسن روحاني مي‌تواند بر اين چالش‌هاي سياسي غلبه کند و يا از شدت آنها بکاهد؟

پاسخ من مثبت است به شرط‌ها و شروط‌ها.

اول اينکه روحاني و تيم مذاکره کننده نبايد اينقدر آشکار و علني در چشم آمريکايي‌ها، حيثيتي بودن برجام براي خودشان را جار بزنند. همچنين روحاني و مذاکره کننده‌گان نبايد تا اين حد از خروج آمريکا از برجام که به گمان من بلوفي است براي امتيازخواهي بيشتر، هراسان شوند.

مقابله به مثل موثر، راهکار اصلي براي حراست از برجامي است که چنگي هم به دل نمي‌زند!

دوم اينکه دولت دوازدهم بايد با تحقق واقعي و نه نمايشي اقتصاد مقاومتي، کارآمدي را به نمايش بگذارد و لازمه اصلي تحقق اين کارآمدي، دل کندن و قطع اميد روحاني و مردان سياست خارجي و اقتصادي او از بيگانگان و باورمندي به توان داخلي است!

صيانت و ارتقاي اقتدار موشکي و نفوذ منطقه‌اي،سومين راهکار غلبه بر چالش‌هاي سياسي داخلي جناب روحاني است.

به اينها اضافه کنيد پرهيز جدي از حاشيه سازي‌ها، دو قطبي سازي‌هاي مضر و غفلت از اولويت‌هاي اصلي کشور را.

انتهاي پيام/540 ک

 

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت
همراه با شهدا