کد مطلب: 250355
نامه چند تن از اساتيد دانشگاه به جهانگيري
تاریخ انتشار : 1396/11/08
نمایش : 232
اکثريت منتقدان واردات و بخصوص رهاسازي محصولات کشاورزي تراريخته از دانشمندان و متخصصين علوم ژنتيک، اصلاح نباتات و رشته هاي مرتبط کشاورزي و از کنشگران و خادمين فناوري هاي نوين از جمله فناوري تراريخته هستند که خود را متعهد به اسلام و آرمانهاي انقلاب اسلامي و کشور عزيز ايران دانسته و توانمندي هاي خويش را ايثارگرانه در اين مسير مصروف مي­دارند.
به گزارش کلار، چند تن از اساتيد دانشگاه به اسحاق جهانگيري در خصوص واردات بذر نامه اي نوشتند که در ادامه امده است:

 باسمه تعالي

مؤثرترين راهبرد سياسي، متهم کردن رقيب به سياسي کاري است

معاونت محترم رياست جمهوري اسلامي ايران

جناب آقاي دکتر جهانگيري

با سلام و احترام

نکات زير پيرامون فرمايشات حضرتعالي در جلسه مورخ ۱۵/۸/۱۳۹۶ شورايعالي امنيت زيستي در حمايت يک­سويه از موافقان پروژه واردات بذر براي توليد انبوه محصولات زراعي تراريخته و پيرو آن ابطال آيين نامه اجرايي قانون ايمني زيستي جمهوري اسلامي ايران به استحضار مي­رسد:

اکثريت منتقدان واردات و بخصوص رهاسازي محصولات کشاورزي تراريخته از دانشمندان و متخصصين علوم ژنتيک، اصلاح نباتات و رشته هاي مرتبط کشاورزي و از کنشگران و خادمين فناوري هاي نوين از جمله فناوري تراريخته هستند که خود را متعهد به اسلام و آرمانهاي انقلاب اسلامي و کشور عزيز ايران دانسته و توانمندي هاي خويش را ايثارگرانه در اين مسير مصروف مي­دارند.

همينطور منتقدان واردات و رهاسازي محصولات کشاورزي تراريخته معتقدند آنچه از سوي حاميان اين محصولات در ايران صورت مي گيرد، هيچ ارتباطي با توسعه علمي (بيوتکنولوژي) و خود کفايي (اقتصاد مقاومتي) کشور ندارد. بلکه هدف وارد کردن بخشي از ساده ترين و پر خطرترين مطالعات غربي و افزايش وابستگي (واردات) و در پي آن آلودگي گسترده کشور است.

تکنيک قديمي توليد اين محصولات بر پايه دو سم مهلک (بي تي و گلايفوسيت) استوار است که امروزه تکنولوژي بالايي محسوب نمي شود و کاشت محصولات تراريخت به دست آمده نيز به مفهوم قرار دادن کل افراد و موجودات زنده محيط زيست در معرض دائمي کارخانه هاي بيولوژيک توليد سم است. امري که حساسيت شديد کشورهاي پيشرفته را در پي داشته و تصويب پروتکل­ها و قوانين هشدار دهنده بين المللي (پروتکل کارتاهنا) و ملي (قانون ايمني زيستي کشور) دليل آشکار پيش­روي همگان است. تصويب قانون ممنوعيت واردات سم گلايفوسيت از سوي اتحاديه اروپا (به دليل سرطان زايي) طي روزهاي اخير دليل آشکار ديگري است که همگان را به تفکر بيشتر دعوت مي کند.

از ديدگاه مخالفين هم واردات و هم توليد و توزيع و هم مصرف محصولات کشاورزي تراريخته بدون انجام مطالعات عميق و شناسايي آثار بلند مدت آنها، بسيار خطرناک بوده و ممکن است خسارات جبران ناپذيري به جامعه تحميل کند. لذا نبايد در واردات و بخصوص کاشت وسيع اين محصولات عجله به خرج داد. از طرفي کشور ما با برنامه و طرحهاي آب اندوز مي تواند حداقل تا ۲ برابر غذاي جمعيت فعلي را تامين کند. ما هنوز در الگوي فعلي توليد به مرز اشباع نرسيده ايم و از ظرفيت هاي طبيعي خود استفاده لازم را نکرده ايم و بعلاوه روش هاي پيشرفته تر از تراريخته مطرح شده و فناوري تراريخته قديمي و منسوخ شده و متعلق به چند دهه گذشته است.

 علي رغم خطرات مترتب بر کاشت گياهان تراريخته حاوي ژن بي تي، موافقان واردات اين محصولات با تسلط بر مراکز علمي و اجرايي مربوط و سوء استفاده از سرمايه هاي ملي در اختيار، روابط سياسي موجود و محدوديتهاي اطلاعاتي مسئولان کشور، تلاش دارند با هر وسيله ممکن (از تهديد و تطميع بعضي افراد مرتبط با موضوع گرفته تا فضاسازي شديد رسانه اي در کشور که نمونه آن جلسه اي است که جنابعالي مدعو آن بوديد) خواست ناصيح خود را به کرسي بنشانند در حالي­که منتقدين دلسوز از چنين فرصت هايي براي بيان نظرات منطقي خود بي نصيب هستند!؟.

 علي رغم خطرات آشکار اين گونه توليدات تراريخت، متاسفانه کمتر مطالعه اطمينان بخشي در مورد اثرات سوء احتمالي آنها اجازه انتشار يافته است. تلاش­هاي وافري نيز صرف کتمان يا مخفي نگه داشتن اسناد موجود مي شود!!. در حقيقت برخي دلايل غير علمي از قبيل: منافع مادي حاصل از واردات اين محصولات، حفظ پست هاي مديريتي و در خوش بينانه ترين حالت، تعصب در تخصص علمي موجب شده تا گروهي بدون اطمينان از اثرات بلند مدت پيدا و پنهان اين قبيل محصولات با ترفندهاي متنوع در صدد ترويج اين فناوري براي توجيه واردات بذر و مصرف محصولات تراريخته باشند.

 عدم وجود بعضي زيرساختهاي ضروري و ضعف نظارت بر اجراي قوانين در کشور ما از ديگر مواردي است که ما را از عجلـه در اين کار باز مي دارد. به عنوان مثال آيا نمي بايـست "ناظر" مستـقل از "توليد کننده" باشد؟ چرا در کشور ما سازمان ناظر خود به امر توليد و ترويج محصولات تراريخته مبادرت دارد!؟. آيا انتقال نهاد "ايمني زيستي" به مؤسسه بيوتکنولوژي از اقدامات مشکوک در اين حوزه محسوب نمي شود؟ و اين اقدام براي کنترل انتقادات و ترويج محصولات تراريخته به­دور از هرگونه مانع صورت نگرفته است؟. آيا افراد مطلع و متخصص اما مخالف محصولات تراريخته جايگاهي در مديريت مراکز پژوهشي و اجرايي و حتي کميته هاي مرتبط با اين امر مهم حضور دارند!؟

گرچه مدتها است که دلسوزان آگاه و متعهد در تلاش و پيگيرند تا مبادا فريبکارهاي استکبار جهاني و مافياي ثروت و جنايت مانند شرکت مونسانتو نفود خود را در اين کشور گسترش دهند و نگرانند که برخي افراد صادق همچون جنابعالي زماني بخود آيند که کار از کار گذشته و خداي ناکرده مسؤليت ناشي از يک عمل نسنجيده تا ابد بر دوششان سنگيني کند. اما اين بار ظاهراً کار از کار گذشته و رئيس محترم ستاد اقتصاد مقاومتي کشور نيز در دام گرفتار آمده است؟.

لذا پيشنهاد مي گردد؛ چنانجه صلاح مي دانيد، يک طرفه به قضاوت ننشسته و براي درک بهتر واقعيت ها، با همان دقت و کيفيت، صحبت هاي منتقدين عالِم را نيز شنوا باشيد.

 

امضا کنندگان:

دکتر غلامحسين زماني، استاد تمام دانشگاه شيراز

دکتر ابراهيم پورجم، استاد تمام دانشگاه تربيت مدرس.

دکتر حسين هنري، دانشيار دانشگاه جامع امام حسين(ع)

دکتر عبدالمجيد شيخي، عضو هيئت علمي سابق جهاد سازندگي و وزارت جهاد کشاورزي و استاد کنوني دانشگاه آزاد اسلامي

دکتر ابوالفضل زالي، دانشيار دانشگاه تهران.

دکتر مهدي گنج­خانلو، دانشيار دانشگاه تهران.
*دانا
انتهاي پيام/540 ک

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت
همراه با شهدا