به گزارش کلار، محمد کاظم انبارلويي در يادداشتي نوشت: او کلام الهي و آموزه هاي پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام را با زيباترين عبارات بر قلب و عقل ملت ما چون باراني روح‌ بخش، جاري کرد تا همه ناپاکي هاي 2500 سال تباهي و تبهکاري حکومت شاهان را بزدايد.

امام خميني(ره) هويت مسلمانان در قرن ما و هويت واقعي ملت ما در ميان جهانيان است. او زبان آخرين پيامبر الهي در عصر ماست و به حيات ابدي خود در دنياي ما ادامه مي دهد. خميني (ره) يک فکر، يک انديشه و يک مکتب است. زوالي در انديشه او نيست، چرا که از اقيانوس معارف الهي و قرآن کريم سرچشمه گرفته است. خميني (ره) شناسنامه انقلاب اسلامي است و انقلاب، بي نام او در دنيا شناخته شده نيست.

او امروز براي چهلمين بار از دروازه عقل ها و قلب‌ هاي ما وارد مي شود و در تمام کشورِ جانِ ما جاي مي گيرد.

او از فرودگاه تا بهشت زهرا (س) با استقبال ميليوني مردم، رفت تا فرياد زند؛

کجاييد اي شهيدان خدايي

بلاجويان دشت کربلايي

کجاييد اي سبک روحان عاشق

پرنده تر ز مرغان هوايي

...و سپس رو کرد به ملتي که سال‌ ها در انتظار قدوم مبارکش به ميهن بودند، گفت:

اي عاشقان، اي عاشقان، من خاک را گوهر کنم

اي مطربان، اي مطربان دفّ شما پر زر کنم

من غصه را شادي کنم، گمراه را هادي کنم

من گرگ را يوسف کنم، من زهر را شکّر کنم

درست دو روز پيش از ورود امام خميني (ره) به ايران، هزاران مستشار آمريکايي و انگليسي خاک ايران را  ترک کردند، همان ها که باعث ذلت و بيچارگي و نگون‌ بختي ملت ما شده بودند.

او به ملت نويد بهروزي و پيروزي و غلبه بر مستکبران عالم را داد و راهبرد «تا آخرين نفر، تا آخرين نفس» را براي پيشبرد آن در دستور کار قرار داد به طوري‌ که صداي شکسته شدن استخوان يکي از دو رقيب اصلي انقلاب را به گوش خود شنيد و فروپاشي يک امپراتوري الحادي را قبل از وقوع آن پيش بيني کرد.

روزي که روح بلندش از ميان امت او به آسمان ها پر کشيد، آرزو داشت پرچم لا اله الا الله را بر قلل رفيع جهان ببيند و فرمود آن روز دور نيست و اگر مستکبران با دين ما دربيفتند، ما با همه دنياي آنها در خواهيم افتاد.

روزي که اراده رفتن به ملکوت اعلي داشت، فرياد ملت به آسمان برخاست؛

دير آمده اي ، مرو شتابان

اي رفتن تو چو رفتن جان

دير آمدن و شتاب رفتن

آيين گل است در گلستان

دعاها و خواهش ها به جايي نرسيد. ملت از خدا خواست؛

اي خدا! اين وصل را هجران مکن

سرخوشان عشق را نالان مکن

جمع و شمع و خويش را بر هم مزن

دشمنان را کور کن، شادان مکن

او از ميان ما رفت و خلف صالح خود را بر کرسي هدايت خلق  به امانت گذاشت و به امت اطمينان داد اين سير الهي تداوم خواهد يافت. انقلاب، يک امانت الهي است و خدا خود از آن محافظت خواهد فرمود.

*****

نيم قرن پيش که امام خميني (ره) علَم مبارزه را بر دوش کشيد، انقلاب دو رقيب اصلي فکري و عملي داشت که فيلسوفان بزرگ سياسي غرب آن را شارژ مي کردند. کمونيسم و ليبراليسم که هر دو سر در آخور ماترياليسم و  الحاد داشتند، بر دين و مذهب و آموزه هاي وحياني مي تاختند و براي خود منطق و عقلانيت خاصي را  تعريف مي کردند.

آنها فريبکارانه بر طبل عدالت و آزادي مي کوبيدند و از کلمه حق اراده باطل داشتند. فيلسوفان و حکيمان الهي در ايران به ويژه امام (ره) بر اين دو نحله فکري شلاق نقد خود را فرود آوردند. اکنون رمقي از اين دو انديشه باقي نمانده است.

امروز پس از 50 سال خبري نه از يک متفکر غربي است و نه از يک فيلسوف سياسي. آنها به دريوزگي افتاده اند و دست به دامان مازوخيسم، ساديسم، نهيليسم و آنارشيسم و عرفان هاي کاذب براي مقابله با دين و انقلاب اسلامي شده اند. مروج شيطان پرستي شده اند. کارشان شده خشونت محض؛ سربريدن، زنده سوزي، آتش زدن شهرها و خانه ها و انواع کشتن انسان ها را به عنوان پيام اصلي خود ترويج مي کنند. حقوق بشر را خورده و تروريسم را قي کرده اند!

بر اين مبنا هيچ سرکرده اي يا رهبري که بتواند دشمني با ايران اسلامي و آموزه هاي الهي امام خميني (ره) و رهبري معظم انقلاب را نمايندگي کند و مسئوليت اپوزيسيون انقلاب را بپذيرد، يافت نمي شود! به دلقک‌ ها و شومن‌ ها و... روي آورده اند و کارشان به مسخرگي و دلقک بازي و پشتک و وارو زدن در زيرساخت‌ هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي کشيده شده است.

*****

انقلاب در حال ورود به 40 سالگي خود است. دشمنان اسلام و ايران گفته بودند نبايد بگذاريم مردم ايران 40 سالگي انقلاب را جشن بگيرند، اما به کوري چشم آنها، ملت ايران و ملت هاي جهان، چهل سالگي انقلاب را جشن خواهند گرفت.

امروز يک سوال کليدي در ذهن مردم و همه ملت هاي جهان که ناظر انقلاب ما هستند، خلجان مي کند و آن اينکه؛ دستاوردهاي انقلاب چيست؟ آيا اگر هزينه - فايده کنيم، سود کرده ايم يا زيان؟!

به اين سوال بايد پاسخ دقيق داد، هم در بعد مادي و هم در بعد معنوي. انقلاب، شرف، عزت و عظمت  ملت ما را تضمين کرد و کشور را از زير بار سلطه قداره بندان غرب آزاد کرد. امروز ديگر فرمان اداره کشور از آمريکا و اروپا نمي آيد، مردم خود در باره سرنوشت خود تصميم مي گيرند. انقلاب براي ملت، آزادي آورد. امروز ملت ما آزادترين ملت جهان است. انقلاب يک نظم جديد را در کشور مستقر کرد. قانون اساسي آن را علما و نخبگان کشور نوشتند و ما 40 سال است با اين نظم، مستقر هستيم و توفان هاي سياسي منطقه و جهان نتوانستند هيچ آسيبي به کشور وارد کنند.

جمهوري اسلامي ايران يک نظام مقتدر و نيرومند است و نان اقتدار ملت خود را مي‌ خورد و به هيچ قدرت برون مرزي متکي نيست. به اعتراف دشمنان، يک ابرقدرت منطقه اي است. به عنوان يک متغير اصلي عمل مي کند و تابع هيچ قدرتي جز «الله» و اراده ملت خود نيست.

در مورد دستاوردهاي مادي و سطح برخورداري‌ هاي مردم از مواهب مادي انقلاب کافي است به گزارش جديد سازمان بهداشت جهاني در مورد رتبه ايران در اميد به زندگي توجه کنيم و ايران را با کشورهاي پيرامونش و حتي کشورهاي پيشرفته مقايسه کنيم؛

- اميد به زندگي در سال هاي قبل از انقلاب، 54 سال بود. اکنون اميد به زندگي در ميان زنان 4/78 سال و در ميان مردان 8/73 سال افزايش يافته است.

- امروز 50 درصد از خانوارهاي ايراني بيش از ميزان مورد نياز، غذا و کالري مصرف مي کنند.

- امروز 20 درصد خانوارها مصرف غذا و دريافت انرژي و کالري مناسبي دارند.

افزايش 25 ساله اميد به زندگي طي 4 دهه اخير در ايران يک رکورد قابل قبول براي حکمراني خوب است. اين در حالي است که طي 4 دهه اخير، استکبار جهاني به ويژه آمريکا انواع و اقسام توطئه و تبهکاري عليه دولت و ملت ايران داشت و سال‌ ها زير تيغ تحريم غرب هستيم! همچنين اين در حالي است که نسبت جمعيت شهرنشين به روستانشين در قبل از انقلاب 30 به 70 بوده و اين نسبت امروز درست برعکس است و طبقه متوسط رشد محيرالعقولي داشته است.

در مورد پيشرفت‌هاي عظيم طي سال‌ هاي پيروزي انقلاب سخن بسيار است که بيان آن را به  وقت ديگري موکول مي کنيم.

انتهاي پيام/540 ک