کد مطلب: 250386
چرا اروپا و آمريکا به اين پرسش‌ها پاسخ نمي‌دهند؟
تاریخ انتشار : 1396/11/15 12:21:37
نمایش : 214
تاريخ جهان پس از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، شاهد تحولات شگرفي بوده که بايد از آنها به عنوان يک نقطه عطفِ شاخص و متفاوت در ساختار سياسي دنياي معاصر نام برد، انقلابي که باعث شد تا «نقشه از نيل تا فرات» رژيم اشغالگر قدس به زباله‌دان تاريخ سپرده شود و توطئه تشکيل دولت متحجر و خشونت‌طلب داعش و صدها توطئه خُرد و کلان ديگر غربي‌ها عليه کشورهاي اسلامي، در نطفه خفه شود.

به گزارش کلار، اينک سال‌هاست که انقلاب اسلامي ايران با اتکاء به عنايت الهي و ساير مولفه‌هاي قدرت مادي و معنوي خود، به کابوس و چالشي بزرگ براي نظام استکباري تبديل شده و در دکترين نظامي و امنيتي کشورهاي سلطه‌گر غربي، در رديف يکي از سه تهديد اصلي در کنار کشورهاي بزرگ جهان مانند؛ روسيه و چين قرار گرفته است.

اين در حالي است که؛ طي اين مدت، جمهوري اسلامي ايران همواره تلاش کرده تا با پرهيز از ورود به هرگونه معارضه نظامي، صرفاً مسير حق و عدالت را طي نموده و از مظلومين جهان دفاع نمايد، با اين‌حال؛ نظام سلطه پيوسته در تعارض با ادعاي دموکراسي‌خواهي خود و با استفاده از شعارهاي عوام‌گرايانه و پوپوليستي، کوشيده‌ است، تا ايران اسلامي و بلکه جهان اسلام را با اتهامات واهي، تهديد و تضعيف نمايند.

اين همه در شرايطي رخ مي‌دهد، که به يمن و برکت ظهور انقلاب اسلامي و هوشياري و بيداري مردم مستضعف و آزاده در کشورهاي مختلف، نه ديگر آمريکا و اروپا و ساير کشورهاي سلطه‌گر از موقعيت و جايگاه قبلي خود در نظام سياسي جهان برخوردارند و نه جمهوري اسلامي ايران، مانند گذشته ذليل و دست ‌نشانده آنها محسوب مي‌شود و درست به همين دليل است که اکنون وقت پاسخگويي زورگويان و ظالمين زمانه، به افکار عمومي جهان فرا رسيده است، پاسخ به سوالاتي از اين دست که:

در حالي‌که؛ همه جهانيان از جمله غربي‌ها به‌خوبي مي‌دانند، عمر رژيم منحوس اشغالگر قدس به 70 سال هم نمي‌رسد و اين دولت خودساخته‌ي و بدون سرزمين، در گام نخست با حيله و نيرنگ و استفاده از اهرم‌هاي زر و زور و تزوير توانسته بود، حدود 6 درصد از زمين‌هاي متعلق به فلسطينيان را تملک و به‌تدريج تعدادي از مهاجران يهودي از نقاط مختلف دنيا را در زمين‌هاي مورد اشاره شده سکني دهد.

و با توجه به اين‌که تمام دنيا مي‌دانند که در ادامه اين توطئه خزنده و پس از جنگ 9 روزه اعراب با اسرائيل (جنگي که با هدف مقابله با زياده‌خواهي‌هاي اين رژيم جعلي صورت گرفت و متاسفانه به شکست اعراب منجر شد)، صهيونيست‌ها با حمايت انگليس خيانتکار و حاتم‌بخشي سازمان ملل، 55 درصد از خاک فلسطين را تصاحب و سپس با توسل مجدد به قوه قهريه، بيش از 30 درصد ديگر از خاک اين کشور اسلامي را طي سال‌هاي پس از آن اشغال و دولت صهيونيستي را ايجاد نمودند. حال اين پرسش مطرح است؛ چگونه شعار ايران که با هدف حراست از صلح جهاني و پيشگيري از تکرار اشغالگري و تعدي به ديگر کشورها، خواستار حذف يک رژيم جعلي و جنايتکار شده، نشانه جنگ‌طلبي و خلاف مقررات بين‌المللي اعلام مي‌شود، اما «نقشه از نيل تا فرات» اين رژيم اشغالگر که رسماً و علناً، کشورگشايي و سلطه بر خاک ديگر کشورها (از مصر تا عراق و کنار مرزهاي ايران) و چه بسا بيش از آن را هدف قرار داده، جنگ‌طلبي محسوب نمي‌شود؟

نکته ديگر اين‌که چرا غربي‌هاي مدعي حقوق‌بشر، شعار مرگ بر اسرائيل جنايتکار را مغاير صلح و ثبات منطقه معرفي مي‌کنند؟ اما جشن سالانه غاصبان قدس شريف (موسوم به پوريم) که داستان آن (چگونگي کشتار بيش از 500 هزار ايراني به دست صهيونيست‌ها در زمان هخامنشيان) به‌طور مستند و مفصل در کتاب عهد عتيق يهودي‌ها آمده و از ديرباز هرسال (همزمان با 13 فروردين ماه در ايران)، توسط صهيونيست‌هاي ساکن در فلسطين اشغالي برگزار مي‌شود را جنگ‌طلبي و مغاير با اين مقررات نمي‌دانند؟

چه چيزي باعث مي‌شود که آمريکا و ساير همپالگي‌هاي اين کشور، به‌ خود اجازه مي‌دهند که بدون دعوت و به شکل کاملاً غيرقانوني، از آنسوي دنيا در کشورهايي مانند؛ عراق و سوريه و ديگر نقاط جهان حضور يافته و به بهانه کمک به صلح و ثبات جهاني، آشکارا به آموزش، سازماندهي و حمايت از تروريست‌ها براي جنگ و آتش‌افروزي بپردازند، و رفتار خود را مشروع جلوه دهند، اما حضور ايران در عراق سوريه که با دعوت رسمي دولت‌هاي قانوني اين کشورها و در جهت کمک به مبارزه با تروريست‌ها و دفع خطر از جهان اسلام و خاک خود صورت گرفته را برنتابند و بي‌شرمانه از آن به عنوان حمايت از تروريسم نام ببرند؟

چرا اروپا و آمريکا به رغم در اختيار داشتن زرادخانه‌هاي متعدد سلاح‌هاي متعارف و نامتعارف کشتار جمعي در آن‌سوي دنيا حق دارند، خود را نگران سلاحي که واقعيت ندارد (سلاح هسته‌اي در ايران) يا موشک‌هايي که کاملاً جنبه دفاعي و بازدارندگي دارد، بدانند اما ايران حق ندارد، نگران سلاح‌هاي هسته‌اي پليدترين و جنايتکارترين دشمن منطقه‌اي جهان اسلام، يعني رژيم اشغالگر قدس و ساير کشورهاي دنيا باشد؟

چرا غربي‌ها انتظار دارند در حالي‌که از گذشته دور تاکنون با اتکاء به قدرت نظامي، اقتصادي و سياسي خود، همواره با دخالت در امور داخلي، غارت منابع و تحقير مردم ايران و بعد از انقلاب اسلامي نيز با تهديد و تحريم و ترور و تخريب و عهدشکني‌هاي مکرر، با ملت ايران دشمني نموده و براي اين‌کار از تمام ايزار، حتي از ابزار فرهنگي و رسانه‌اي (مانند؛ شبکه‌هاي ماهواره‌اي و فضاي مجازي) بهره برده‌اند، دولتمردان ايران بايد يکبار ديگر به آنها اعتماد نموده و کشور خود را در برابر آنها خلع سلاح نمايند؟

چرا در حالي‌که غربي‌ها، معترضين اروپايي و آمريکايي در کشورهايي مانند؛ (آمريکا، فرانسه، انگليس و آلمان) را آشوبگر تعريف و آنها را به جرم ايجاد اعتشاش و ضربه زدن به منافع ملي خود دستگير و زنداني نموده و حتي به طرق مختلف آنها را به قتل مي‌رسانند، اقدام خود را مغاير با دموکراسي ادعايي نمي‌دانند، اما برخورد نظام اسلامي ايران با آشوبگراني که با سوءاستفاده از شرايط، مردم را به قتل رسانده و اموال عمومي کشور را به آتش کشيده و تخريب مي‌کنند، آزادي‌خواه معرفي و برخورد با آنها را مغاير آزادي انديشه اعلام مي‌کنند؟

چگونه مي شود که؛ در غرب، رسانه‌ها و حتي اپليکيشن‌هاي پيام‌رساني که ناهمسو با منافع آنها عمل مي‌کنند (حتي پيام‌رسان‌هاي غربي)، به راحتي حذف يا محدود مي‌شوند، اما همين اقدام در ايران و در مورد پيام‌رسان‌هاي بيگانه، از سوي آنها مغاير آزادي بيان و انديشه اعلام مي‌گردد.

چرا از نظر غربي‌ها، حمايت از حزب‌الله لبنان که به شکل کاملاً مردمي و خودجوش و با هدف حفاظت از خاکِ در معرض تهديد لبنان تاسيس شده است، حمايت از تروريست محسوب مي‌شود، اما حمايت‌هاي بي‌دريغ و آشکار و پنهان غرب از رژيم اشغالگر قدس و گروه‌هاي تروريستي مانند؛ داعش و النصره و يا اشغالگري خاک کشوري مانند؛ سوريه و آموزش 30 هزار نيروي جديد معارض (موسوم به نيروهاي دموکراتيک سوريه) توسطآمريکا، حمايت از تروريست محسوب نمي‌شود؟

چرا غربي‌ها حمايت همه‌جانبه خود از سردمداران جاه‌طلبِ کشورهاي ثروتمندي مانند؛ عربستان و اِمارات جنايتکار، که سلطه بر مردم و نقاط سوق‌الجيشي کشور يمن (باب المندب) را هدف خود قرار داده‌اند، مغاير حقوق‌بشر نمي‌دانند و از تسليح و تجهيز و حمايت آنها که درگير يک جنگ کاملاً نابرابر با اين کشور هستند، ابايي ندارند، اما حمايت معنوي ايران از کشور فقر زده و بي‌دفاع يمن را که با عنايت به محروميت‌هاي فراوان، هرگز نمي‌تواند تهديدي براي امنيت ساير کشورها باشد، دخالت در امور ديگر کشورها تلقي مي‌کنند؟ چرا براي غربي‌ها، حقوق بشر و آزادي انديشه در کشورهايي مانند؛ نيجريه و ميانمار و ديگر کشورهاي اسلامي و تحت سلطه، يا رژيم‌هاي ديکتاتور و مرتجع عربي که عمدتاً حتي يک انتخابات مردمي را هم تجربه نکرده‌اند، از جمله حکومت عربستان، امارات و بحرين، مفهوم خود را از دست مي‌دهد، اما هرگونه اقدام ايران، زير ذره‌بين شعار دروغين حقوق‌بشر و دموکراسي ادعايي غرب قرار مي‌گيرد.

چرا غربي‌ها بدون توجه به فساد گسترده اقتصادي، تجاوزات مکرر جنسي، قتل و غارت و ساير جرائم و نيز تبعيض‌نژادي و جنسيتي در کشورهاي خودشان، دائماً در تلاش هستند تا با استفاده از تمام توان رسانه‌اي و غيررسانه‌اي، فرهنگ فاسد اروپايي و آمريکايي را به ديگران تحميل نمايند، اما صدور انقلاب اسلامي با دستان خالي را بر نمي‌تابند و با تمام قدرت به مقابله با آن مي‌پردازند؟

به چه علت غربي‌ها فکر مي‌کنند، وجود صدها پايگاه نظامي و زندان و بازداشتگاه بين‌المللي متعلق به آنها در نقاط مختلف جهان و يا به عنوان مثال؛ وجود بيش از 2 ميليون و 200 هزار نفر زنداني و حدود 5 ميليون متهم با قرار وثيقه در آمريکا را نتيجه تمدن و پيشرفت مي‌دانند و در عين‌حال، مجازات قاچاقچيان و متعرضين به قانون در ديگر کشورها را ديکتاتوري و عدم دموکراسي توصيف مي‌کنند؟

به راستي با همه ظزفيت‌هاي اقتصادي و سياسي و ابزار و امکانات نوين تبليغاتي و تسليحاتي که غربي‌ها براي تهديد و مسخ افکار عمومي جهان در اختيار دارند، علت نگراني آنها چيست؟/الف

انتهاي پيام/540 ک
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت
همراه با شهدا