کد مطلب: 250478
انقلابي نماها شعار انقلاب مي‌دهند و عکس آن عمل مي‌‎کنند
تاریخ انتشار : 1396/11/28
نمایش : 197
هفته‌نامه خط حزب‌الله نشريه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در يادداشتي تبييني با برشمردن سه جريان اصلي جامعه مدينه در زمان حيات پيامبر (ص) با استفاده از بيانات رهبر معظم انقلاب، جريان انقلابي‌نما‌ها در صدر اسلام و در دوران حاضر را بررسي کرده است.
کلار؛ متن کامل اين اين يادداشت به اين شرح است:

انقلابي‌نما‌ها به‌دنبال چه هستند؟

حکومت پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم در مدينه، فصل دوم رسالت ايشان بود. پيشتر پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم در مرحله‌ي سيزده ساله‌ي مکه، شالوده‌هاي اوليه‌ي نظام اسلامي را پي‌ريزي کرده بود، و حالا در ده سال مدينه، وقت نظام‌سازي و جامعه‌سازي بود. براي همين، دشمني با پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم در اين مرحله، هم بيشتر و هم پيچيده‌تر شده بود. از يک‌سو، دشمنان بيروني، چون کفار مکه يا يهوديان مدينه، جنگ‌هايي را بر پيامبر تحميل مي‌کردند، و از سويي ديگر، دشمنان درون جامعه‌ي اسلامي، در بزنگاه‌هاي حساس و سرنوشت‌ساز، موجب تحميل هزينه‌هاي زيادي به حکومت نوپاي پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم مي‌شدند. از اين حيث، مي‌توان افراد موجود در جامعه‌ي پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم را به سه دسته تقسيم کرد.

دسته اول، اصحاب راستين: اين دسته از افراد کساني بودند که تا آخرين لحظه و قطره‌ي خون، از پيامبر و دين اسلام دفاع کردند، آن‌ها همان‌هايي بودند که قرآن در وصف‌شان چنين مي‌فرمايد: «مِنَ المُومِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ فَمِنهُم مَن قَضي نَحبَهُ و َمِنهُم مَن ينتَظِرُ و َما بَدَّلوا تَبديلًا». اميرالمومنين عليه‌السلام، عمار و سلمان، نمونه‌هايي از اين افرادند.

دسته دوم، ضعيف‌الايمان‌ها: افرادي که اگرچه ايمان آورده و به پيامبر گرويده بودند، اما از آنجا که ضعف در ايمان داشتند، در حوادث و شدايد، ممکن بود پايشان بلرزد و از راه به درشوند. اين‌ها همان کساني بودند که در ماجراي جنگ احد که پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم، دستور مراقبت از تنگه را به آن‌ها داده بود، به هواي جمع‌آوري غنائم، ماموريت خود را رها کرده و سرنوشت جنگ را تغيير دادند. «مسلمان‌ها اول پيروز شدند، بعد يک عده‌اي ماموريت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنيمت جمع‌کردن؛ دشمن هم توانست نيرو‌هاي اسلام را دور بزند، بيفتد به جانشان، تعدادي از آن‌ها را بکشد، آن‌ها را منهزم کند.» (۱۳۸۹/۰۴/۲۳) روش پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم، با اين گروه، روش "تربيت و تزکيه و تعليم" بود.

دسته سوم، انقلابي‌نماها: کساني که "ظاهرا" ايمان آورده و ادعاي اسلام مي‌کردند، اما رفتار آنها، دقيقا برخلاف ادعاي آنان بود. اينان کساني بودند که با کار‌هاي خود مانند انتشار شايعه، دروغ يا سياه‌نمايي از وضع موجود، موجب تضعيف نظام اسلامي و ايجاد تشويش در گروه دوم مي‌شدند. مثلا در ابتداي جنگ احد، پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم مانند هميشه از اصحاب خواستند که نظر خود را درباره‌ي چگونگي جنگ بيان کنند. عده‌اي معتقد به جنگ در درون مدينه و عده‌اي موافق جنگ در خارج از مدينه بودند. بالاخره تصميم به جنگ در خارج از مدينه گرفته شد و پيامبر با سپاه هزار نفري خود، به سمت خارج از مدينه حرکت کرد تا در مقابل سپاهي چند برابري قرار گيرد. اما در ميانه‌ي راه، انقلابي‌نما‌ها به بهانه‌ي آنکه پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم حرف آنان را گوش نکرده و در درون مدينه نجنگيده است، ساز مخالفت با پيامبر زده و ۳۰۰ نفر از او جدا شدند.

انقلابي‌نما‌ها در جريان جنگ احزاب هم چنين کردند. «در جنگ احزاب، همه‌ي قبائل مشرک مکه و غير مکه و ثقيف و ... آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نيروي رزمنده فراهم کردند؛ يهودي‌هايي هم که همسايه‌ي پيغمبر بودند و امان‌يافته‌ي پيغمبر بودند، خيانت کردند؛ اين‌ها هم با آن‌ها همکاري کردند... يک جنگ احزاب درست کردند؛ جنگ احزابي که دل‌ها را خيلي ترساند.» (۱۳۹۱/۰۷/۱۹) آن هنگام که پيامبر بشارت پيروزي مسلمانان بر ابرقدرت‌هاي آن روز دنيا (روم و ايران و يمن) را داد، اين افراد با تمسخر يا ايجاد ابهام در سخنان او، اين حرف‌ها را کذب و نادرست خواندند. آن‌ها سپس با ايجاد تشويش و اضطراب در جامعه‌ي اسلامي (مثلا اينکه مي‌گفتند راهي که پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم انتخاب کرده اشتباه است و اين جنگي است که در آن، شکست حتمي است) سعي کردند افراد را از گرداگرد پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم جدا کرده و آن‌ها را از جنگيدن منصرف کنند. قرآن درباره‌ي اين افراد مي‌فرمايد: «قَدْ يعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنکُمْ وَالْقَائِلِينَ لِاِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ اِلَينَا وَلَا ياْتُونَ الْبَاْسَ اِلَّا قَلِيلًا»: «خداوند کساني را به‌خوبي مي‌شناسد که مردم را از جنگ باز مي‌داشتند، و کساني را که به برادران خود مي‌گفتند به‌سوي ما بيائيد و خود را از معرکه بيرون بکشيد، و جز مقدار کمي -آن‌هم از روي اکراه و يا ريا- به سراغ جنگ نمي‌روند.» پيامبر صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم البته با اين جريان، تا آنجا که مي‌شد مماشات کرده و مانند ساير افراد با آن‌ها رفتار مي‌کرد و حتي سهم آنان از بيت‌المال را نيز پرداخت مي‌کرد، اما آنگاه‌که اين افراد تبديل به يک "جريان سازمان‌يافته‌ي معاند" شدند، پيامبر نيز به‌شدت با آن‌ها برخورد کرد.

انقلاب اسلامي، و مواجهه با اين دسته از افراد

۱۴ قرن بعد از انقلاب نبوي، انقلاب اسلامي ايران نيز در مرحله‌ي دولت‌سازي و جامعه‌سازي، با همين سه دسته از افراد مواجه است: "اصحاب راستين انقلاب اسلامي"، که با باور تام و تمام به خط انقلاب، در همه‌ي شرايط، در کنار "رهبران انقلاب اسلامي" قرار گرفتند و با کار و تلاش شبانه‌روزي، کار انقلاب را به پيش بردند؛ "ضعيف‌الايمان‌هايي" که به دليل هواي نفس، دنياطلبي يا ترس از دشمن، در رخداد‌ها و حوادث تاريخي، پايشان لرزيد و يا دست از انقلابي‌گري برداشته و تبديل به يک انسان خنثي شدند، يا حتي به سمت دشمن، ميل پيدا کردند؛ و "انقلابي‌نمايي‌هايي" که شعار انقلاب داده و مي‌دهند و عکس آن عمل مي‌کنند. «کسي خيال نکند که مساله‌ي نفاق مربوط به صدر اسلام يا مربوط به اوج انقلاب بود، نه، همه‌ي ما، من و شما در معرض اين امتحان در تمام حالات هستيم، يک حقيقتي مطرح مي‌شود که اين حقيقت ممکن است با گوشه‌اي از احساسات و دريافت‌هاي ما ناسازگار باشد: يا با خودپرستي ما، يا با ادعا‌هاي دروني ما، يا با علمي که براي خودمان قائليم، يا براي سابقه‌اي که براي خودمان مي‌شناسيم، مثلاً باسابقه‌ي مبارزه، يا با توقعي که نسبت به شخصيت خودمان داريم، اين ناسازگار است، در مقابل اين حقيقت چه‌کار خواهيم کرد؟ هم مي‌توان پا گذاشت روي اين احساس غلط و درک باطل و تسليم شد و حرکت کرد و در راه اين حقيقت رفت، و هم مي‌توان تسليم نشد، بلکه تسليم آن احساسات غلط دروني شد، که اگر اين کار انجام گرفت آن‌وقت: «فزاد هم الله مرضا» دائم اين حالت دومي يعني نفرت و جدائي، ايجاد مي‌شود و کار را به‌جا‌هاي بسيار دشوار خواهد رساند.» (۱۳۷۰/۰۸/۲۹)

انقلابي‌نما‌ها سعي مي‌کنند با ايجاد شايعه، شبهه، سياه‌نمايي و لجن‌پراکني، در دل مردم و جامعه، "نااميدي" به وجود آورده و نسبت به راهي که انتخاب کرده‌اند، تشويش ايجاد کنند. اين جريان را بايد شناخت و نسبت به حربه‌هاي آنان آگاه بود. هرچند که «مردم قبول نمي‌کنند اين را. حالا ممکن است کسي خيال کند که در مردم تاثير مي‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، مي‌فهمند، نمي‌پذيرند اين حالت را.» (۱۳۹۶/۱۰/۰۶)

انتهاي پيام/540 ک
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت
همراه با شهدا