کد مطلب: 250581
گفت‌وگو همان مذاکره است
تاریخ انتشار : 1396/12/13 13:36:45
نمایش : 371
مي‌توان اين بازي مسخره را به هم زده به آنان نشان داد که نه نيازي به شما داريم و نه اعتمادي که با شما به توافق برسيم.
به گزارش کلار، «سعدالله زارعي» در يادداشت روزنامه «کيهان» نوشت:

«ما زيربار هيچ مذاکره‌اي درباره توانايي موشکي و قدرت دفاعي و مسائل منطقه‌اي نمي‌رويم اما حاضريم با هر طرف خارجي وارد «گفت‌وگو» شويم»! اين خط حاکم بر بخشي از دستگاه‌هاي تصميم‌گير در حوزه سياست خارجي و نشانه اتفاقات مهمي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. در اين خصوص گفتني‌هايي وجود دارد:


۱- فاصله‌گذاري ميان مذاکره و گفت‌وگو در عالم ادبيات معنا دارد و مثل هر دو نقطه ديگر داراي تفاوت و تشابه هستند ولي در عالم سياست اين دو وقتي در سطح مقامات رسمي دو يا چند کشور صورت مي‌گيرد، مذاکره است ولو با نام‌هاي ديگر خوانده شود.


در اين خصوص کارشناس‌هاي سياست خارجي گفته‌اند «در مذاکره، اهداف، راهبردها، سطح تماس، زمان‌بندي و دستاوردها مشخص است کما اينکه هيچ گفت‌وگويي، مقامات رسمي دو يا چند کشور در دو سوي يک ميز نيز نمي‌تواند فاقد هدف، راهبرد، زمان‌بندي و دستاورد باشد». بر اين اساس وقتي دستگاه سياست خارجي مي‌گويد من در حال گفت‌وگو با طرف خارجي هستم و نه مذاکره بايد پرسيد تفاوت اين دو چيست در حالي که هر دو با يک هدف يعني «توافق» در مسائل في‌مابين صورت مي‌گيرد.


۲- چرا اين روزها عده‌اي از کساني که در حال رفت و آمد به اين محفل و آن محفل اروپايي هستند نام «مذاکرات» را گفت‌وگو گذاشته و بر تفاوت داشتن اين دو اصرار دارند؟ واقعيت اين است که پيش از توافق برجام، مبناي جمهوري اسلامي تکرار آن در مورد ساير پرونده‌هاي اختلافي با غرب نبود هر چند در يک عبارت کلي گفته شد ما در حال آزمودن اروپايي‌ها هستيم اما بعد از بدعهدي آمريکايي‌ها و اروپايي‌ها در عمل به تعهدات برجامي خود، اندک دليلي براي مذاکرات دوباره وجود ندارد کما اينکه اندک فايده‌اي از آن متصور نيست و اين در حالي است که خطرات و خسارت‌هاي آن بدون کمترين ترديدي بسيار بزرگ خواهد بود و از اين رو رهبر معظم انقلاب اسلامي طي چند نوبت بر عدم امکان مذاکراتي شبيه آنچه درباره «توانمندي هسته‌اي ايران» ميان ايران و غرب واقع شد، تأکيد کردند. الان همان خطي که امضاي برجام را کليد حل همه مشکلات ايران مي‌خواند از لزوم «گفت‌وگو» با طرف اروپايي درباره مسائل منطقه‌اي و نظامي ايران سخن مي‌گويد و البته در اينجا طرف ايراني با صداي رسا از بي‌اعتمادي حرف مي‌زند اما در همان حال دستش براي آغاز مذاکراتي تازه دراز است! خب اين نشان مي‌دهد چيزي مد نظر آقايان است و در عين حال از چيز ديگري سخن مي‌گويند که با واقعيت ميداني نمي‌خواند. پس مي‌توان با صراحت گفت آقايان واقعاً در اروپا در حال مذاکره پيرامون مسائل منطقه‌اي ايران و قدرت نظامي کشور هستند که تاکنون دو خط قرمز نظام به حساب مي‌آمدند.


۳- از سوي ديگر اروپايي‌ها به دليلي ديگر، اين مذاکرات را «گفت‌وگو» (talk) و نه مذاکره (Negotiation) مي‌خوانند. کشورهاي انگليس، آلمان و فرانسه با بياني آمرانه مي‌گويند ايران بايد در خصوص نفوذ خود در منطقه و نيز درباره قدرت تسليحاتي خود، اين و آن شرايط را بپذيرد و به نگراني‌هاي ما پايان دهد. يعني اروپا از مذاکره سخن نمي‌گويد تا به شهروندان خود و کشورهاي مخالف ايران در سطح منطقه اطمينان دهد از موضع بالا با ايران سخن مي‌گويد. حتماً يادتان نرفته است که اين نحوه سخن گفتن از سوي اروپايي‌ها درباره ايران سابقه دارد. اروپايي‌ها در ۲۰ آذر ۱۳۷۱ در پايان اجلاس دو روزه در شهر «ادينبورگ» انگليس در بيانيه پاياني خود تئوري برگزاري «گفت‌وگوهاي انتقادي» با ايران را مطرح کردند.

در اين بيانيه آمده بود؛

«با توجه به اهميت ايران در منطقه، شوراي اروپايي اعتقاد خود را بر لزوم حفظ يک رشته گفت‌وگو با دولت ايران تاکيد نمود. اين گفت‌وگو بايد «انتقادي» بوده و دربر دارنده نگراني‌هاي منبعث از رفتار ايران باشد در اين گفت‌وگو ما بايد خواستار بهبود برخي از مسائل، خصوصا مسائل مربوط به حقوق‌بشر، مجازات مرگ سلمان‌رشدي که به دنبال فتواي آيت‌الله خميني صادر شده و خلاف حقوق بين‌الملل مي‌باشد و همچنين مسائل مربوط به تروريسم باشيم».


اين بيانيه در سوم آذر ۱۳۷۱ صادر شده و به خوبي بيانگر نيات سلطه‌طلبانه و متکبرانه آنان در مواجهه با جمهوري اسلامي است و طبعا بايد با قدرت از سوي جمهوري اسلامي، مردود تلقي مي‌شد. اما متاسفانه دولت آقاي هاشمي‌رفسنجاني «گفت‌وگوهاي انتقادي اروپا عليه ايران» را به عنوان «راه‌حل چالش‌هاي منطقه‌اي» در نظر گرفت و تعبير کرد و در عمل وارد اين نحوه از مذاکراتي که در واقع گفت‌وگوي  آمرانه اروپا با ايران بود، شد. مرحوم آقاي هاشمي‌رفسنجاني دو ماه بعد يعني در سوم اسفند ۱۳۷۱ در پيامي خطاب به اتحاديه اروپا نوشت:

«در قطعنامه اخير اجلاس سران جامعه اروپا، علاقه‌مندي و اعتقاد شما بر ضرورت گفت‌وگوي صريح و انتقادي با جمهوري اسلامي ايران تاکيد گرديده است ما نيز آمادگي و تمايل به بحث و تبادل‌نظر جدي و صريح و انتقادي با جامعه اروپا و اعضاي آن داريم و بر اين باوريم که مشکلات و چالش‌هايي که در جهان و به ويژه در منطقه شما و ما بروز مي‌نمايد، ضرورت چنين تماس‌ها و رايزني‌ها را افزايش داده است» اگر به متن عبارات بيانيه اتحاديه اروپا و بيانيه دولت ايران توجه کنيد مي‌بينيد که طرف اروپايي فهرستي از موضوعاتي  مشخص که لزوما ايران بايد به آن‌ها پاسخ دهد را ذکر کرده است در حالي که در بيانيه دولت ايران ضمن استقبال از پاسخ دادن به اتهامات طرف اروپايي به عبارتي خيلي کلي که هيچ وضوحي نداشته بسنده کرده و در واقع با «تسليم کامل» با طرف اروپايي وارد گفت‌وگويي اروپايي و مذاکره‌اي ايراني شده است.


گفت‌وگوهاي انتقادي و مذاکرات تسليمي در نيمه فروردين ۱۳۷۲ با تسليم ‌نامه نخست وزير دانمارک که در آن هنگام رئيس دوره‌اي اتحاديه اروپا بود به مرحوم دکتر حسن حبيبي معاون اول رئيس‌جمهور آغاز شد و به مدت ۵ سال استمرار داشت و هر شش‌ماه يک بار در پايتخت اتحاديه اروپا - بدون حتي يک بار برگزاري در تهران- برگزار گرديد اما درست در آغاز اين گفت‌وگوها و به عبارتي مذاکرات، مارتين ايندايک مشاور وقت امنيت ملي آمريکا در مواجهه با ايران سياست «مهار دوجانبه» را مطرح کرد و بيل کلينتون رئيس‌جمهور وقت آمريکا بيست ارديبهشت ۱۳۷۲ در نامه‌اي خطاب به اتحاديه اروپا بر لزوم تبعيت اروپا از سياست‌ مهار دوجانبه  تاکيد نمود و «وارن کريستوفر» وزير خارجه آمريکا در اجلاس وزراي خارجه اتحاديه اروپا در لوکزامبورگ که در خرداد ۷۲ برگزار شد، بر لزوم تبعيت اتحاديه از نامه کلينتون يعني اجراي سياست مهار دوجانبه ايران پافشاري کرد.

اما عليرغم اين تاکيدها گفت‌وگوهاي انتقادي اروپا عليه ايران استمرار يافت و مقامات وزارت خارجه وقت ما با اشاره به مخالفت آمريکا با اين مذاکرات، آن را دستاورد ايران به حساب مي‌آوردند و به تبليغ آن سرگرم بودند در حالي که اگر واقعا آمريکا مي‌خواست گفت‌وگوهاي انتقادي اروپا عليه ايران را متوقف کند، اروپا قادر به مخالفت با آمريکا نبود کما اينکه هم‌اکنون نيز قادر به مخالفت نيست. آنچه به‌طور سهو يا عمد از چشم مقامات وزارت خارجه ما پنهان مي‌ماند، دشمني مشترک اروپا و آمريکا عليه انقلاب اسلامي بود کما اينکه هم‌اکنون نيز اين چشم پوشيدن‌ها ادامه دارد.


۴- هم اينک و در حالي که چندين تيم وزارت‌خارجه ما سرگرم رفت و آمد به اين جلسه و آن جلسه، به اين دولت و آن دولت و به اين انديشکده و آن انديشکده هستند و خبرهاي تقريبا رسمي اين مذاکرات نيز از سوي خبرگزاري‌هايي نظير رويترز منتشر مي‌شوند و حتي متعاقب اين گفت‌وگوها بيانيه‌هايي نيز از سوي بعضي از دولت‌هاي اروپايي صادر مي‌گردد، مقامات وزارت خارجه ما اصرار دارند ما باور کنيم که مذاکره‌اي در کار نيست و ما به هيچ کشور دنيا اجازه نمي‌دهيم درمورد مسائل خارج از برجام وارد مذاکره با ايران شود. به هرحال به نظر مي‌آيد وزارت خارجه ما بايد براي مخاطب ايراني روشن کند که دقيقا در اروپا سرگرم چه کاري است؟


۵- يک خبر بيانگر آن است که آمريکايي‌ها يعني همين تيم ترامپ به سه کشور اروپايي درواقع وکالت داده‌اند که مذاکره با ايران پيرامون مسائل منطقه‌اي را شروع کنند و خبر ديگر بيانگر آن است که مقامات سه کشور ياد شده اروپايي در مذاکره با يک مقام ايراني به صراحت گفته‌اند که مواضع ما سه کشور درباره هسته‌اي همين است که در اينجا مي‌شنويد يعني عمل ما به تعهدات خود در برجام منوط به اين است که شما آغاز مذاکره پيرامون مسائل منطقه‌اي و بويژه دو پرونده سوريه و يمن را بپذيريد. با اين وصف بايد گفت آمريکا و اروپا يک موضع دارند و آنچه اروپا در پشت ميز اتاق‌هاي دربسته به وزارت خارجه ما مي‌گويد يعني لزوم تن دادن ايران به آغاز مذاکرات منطقه‌اي خيلي جدي است.

بايد پذيرفت که فشار بر ايران بعد از اجراي کامل برجام از سوي ايران نه تنها استمرار مي‌يابد بلکه بر حجم آن افزوده مي‌شود و اين درحالي است که سازشکاران داخلي وعده بهبود شرايط مي‌دادند. از اين رو مي‌توان گفت اگر ايران در مباحث منطقه‌اي تکرار نسخه برجام يعني تن دادن يک‌جانبه به تعهدات ويرانگر را بپذيرد و درواقع کاملا منطقه مسلمانان را تسليم آمريکاي متجاوز کند، که چنين روزي پيش نمي‌آيد، باز هم به معناي پايان فشار غرب بر ايران نيست.


۶- اگر وزارت خارجه ما نظري به واقعيت موجود در صحنه بيندازد درمي‌يابد که برخلاف تصوير تحقيرآميزي که طرف اروپايي در اتاق‌هاي دربسته از ايران به مقامات ما نشان مي‌دهد، ايران بسيار قدرتمند است و اين درحالي است که طرف غربي که در اين اتاق‌ها به مقامات وزارت خارجه ما بازوي برآمده نشان مي‌دهد در موقعيت ضعيف قرار دارد. بنابراين مي‌توان اين بازي مسخره را به هم زده به آنان نشان داد که نه نيازي به شما داريم و نه اعتمادي که با شما به توافق برسيم.

انتهاي پيام/540 ک

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
یادداشت
همراه با شهدا